برای کفشی که همیشه پایت را میزند، فرقی نمیکند تو راهت را درست رفته باشی یا اشتباه. هر مسیری را با او همقدم شوی، باز هم دست آخر، به تاول های پایت میرسی. آدم ها هم به کفش ها بی شباهت نیستند. کفشی که همیشه پایت را میزند، آدمی که همیشه آزارت می دهد هیچ وقت نخواهد فهمید تو چه دردی را تحمل کردی تا با او همقدم باشی.
********
نمیدانم چطور باید با مردم برخورد کرد. من آدم کمرویی هستم. برایم خیلی مشکل است که سر صحبت را با دیگران باز کنم. به خصوص که این دیگران اصلا برایم جالب نباشند.
********
من به نومیدی خود معتادم.
********
دلت را بتکان، اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمین، بگذار همانجا بماند؛ فقط از لابه لای اشتباه هايت، يک تجربه را بيرون بکش، قاب کن و بزن به ديوار دلت. اشتباه کردּن اشتباه نيست، در اشتباه ماندن اشتباه است.
********
دردی که انسان را به سکوت وا می دارد بسیار سنگین تر از دردیست که انسان را به فریاد وامیدارد و انسانها فقط به فریاد هم میرسند، نه به سکوت هم.
********
استقامت کردن کار آسانی نیست. نا امیدی مثل موریانه روح مرا گرد میکند.
********
آیا شما که صورتتان را در سایه نقاب غم انگیز زندگی مخفی نموده اید،
گاهی به این حقیقت یأس آور اندیشه میکنید
که زنده های امروزی چیزی بجز تفالهٔ یک زنده نیستند؟
گوئی که کودکی در اولین تبسم خود پیر گشته است.
و قلب، این کتیبهٔ مخدوش که در خطوط اصلی آن دست برده اند
به اعتبار سنگی خود دیگر احساس اعتماد نخواهد کرد
********
آری؛ آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست